شیخ محمد حسن عالم نجف آبادی گوهری در تخت فولاد

به قلم خانم فرشته وکیلی: استاد فرهیخته حوزه علميه ي اصفهان آيت الله محمد حسن عالم در نجف آباد به دنیا آمد.

0

شیخ محمد حسن عالم نجف آبادی

به گزارش نجف آباد نگار استاد فرهیخته حوزه علميه ي اصفهان آيت الله محمد حسن عالم در نجف آباد به دنیا آمد.
پس از گذراندن علوم مقدماتي به اصفهان رفت و در کلاس درس حضرات آيات و حجج اسلام: سيد محمد باقر درچه اي، حاج ميرزا بديع درب امامي،
آخوند ملا محمد حسين کرماني، ملا محمد کاشاني معروف به آخوند کاشي، جهانگير خان قشقايي و جمعي ديگر از علماء به کسب علم و دانش مشغول شد. سپس به نجف اشرف رهسپار گردید و از محضر مراجع آن روزگار آخوند خراساني و محمد کاظم يزدي به کسب علم و دانش پرداخت و به درجه اجتهاد و مقامات
و کمالات علمي و معنوي دست پیدا کردبعد از ان به اصفهان برگشت وآنچنان زندگانی کرد که مورد توجه واحترام مردم اصفهان شد.

او سال ها در مدرسه تدريس فقه و اصول کردبه گونه ای که جمع زيادي از فضلاء و دانشمندان نيز که بعداً خود صاحب مقامات بالايي شدند از شاگردان او هستند.
ازالطاف پروردگار در حق او اين بود که موفق شد بيش از بيست دوره شرح لمعه شهيدين را در حوزه علميه اصفهان تدريس نمايد، در حالي که هر دوره آن حداقل چهار سال طول مي کشد، اگر روزي دو درس هم گفته شود تقريباً دو سال طول مي کشد تا به پايان برسد. اکثر علماء و دانشمنداني که آن وقت در
حوزه علميه اصفهان تحصيل مي کرده اند از محضر درس اين عالم يگانه و فقيه گرانمايه بهره مند گرديده اند.
مرحوم شيخ محمد حسن عالم، داماد آيت الله مير سيد محمد مدرس نجف آبادي مي باشد. مقبره این عالم فاضل امروزه در بقعه تکيه کازروني،
در تخت پولاد اصفهان میباشد.

شاگردان شیخ محمد حسن عالم نجف آبادی

از شاگردان او عبارتند از: آيات و حجج اسلام: حسينعلي منتظري، ابراهيم اميني، محمد علي احمديان، سيد روح الله خاتمي، نصرالله قضائي معروف به امام نجف آبادي،
حيدر علي محقق اصفهاني، ابو طالب مصطفايي، سيد جعفر طباطبايي نجف آبادي چشمه اي، اسدالله صفر نور اللهي نجف آبادي، نعمت الله صالحي نجف آبادي (خواهر زاده ايشان)، ابراهيم رياضي، سيد جواد سجّادي، محمد حبيب اللهي نجف آبادي، نويسنده توانا ابوالقاسم پاينده، سيد ابراهيم ابطحي و سيد محمود مدرس نجف آبادي.

در وصف وی گفته اند: «مرحوم آيت الله عالم نجف آبادي در زندگي من بسيار تأثير داشت. مقداري شرح لمعه، معالم، قوانين، رسائل و مکاسب، و…
را نزد ايشان خواندم. اهل زهد و تقوا بود. وجوهات را خرج زندگي خودش نمي کرد، با اين که مرجع وجوهات بود مع ذلک آنها را مي گرفت و بين طلبه ها و نيازمندان تقسيم مي کرد. تا اين آخر هم که پيرمرد شده بود از پول منبر زندگي خود را مي گذراند.
وی استادی منظم بود که در مدرسه جده ي بزرگ داشتيم. شنيدم ايشان ۶۰ سال شر ح لمعه را درس گفته. نقل مي کردند مرحوم آيت الله احمد خوانساري
پيش ايشان شرح لمعه را خوانده بود. او در مصرف وجوهات زياد احتياط مي کرد. به ايشان گفتم: «قد يکون الاحتياط » يعني گاهي احتياط آن است که احتياط نکنيد.

وقتي به نجف رفته بود، آيت الله سيد ابوالحسن به او وکالت داد، که هر کجا وجوهات را مي گيرد مصرف کند. وقتي سيد ابوالحسن رحلت کرد من رفتم اصفهان، ايشان به من گفت از وجوهات مصرف نمي کنم زيرا سيد ابوالحسن گفته است وجوهات را به طلبه ها بدهم، من به آقاي بروجردي پيام ايشان را رساندم.

شیخ محمد حسن عالم نجف آبادی
شیخ محمد حسن عالم نجف آبادی

شیخ محمد حسن عالم نجف آبادی

آقاي بروجردي از زماني که مرحوم عالم در نجف بودند و بر اثر تربت سيد الشهداء شفا يافته بودند ايشان را مي شناختند. آقاي بروجردي فرمودند بگوييد
اجازه داريد وجوهات را به طلاب متقي بدهيد و من پيام آقاي بروجردي را به مرحوم عالم رساندم و دوباره سال بعد به اصفهان رفتم ايشان فرمودند آقاي بروجردي فرمودند که من وجوهات را را به طلبه هاي متقي بدهم در حالي که طلبه ها غيبت مي کنند و من امسال فقط سه تومان به سيد محمود مدرس نجف آبادي
داده ام و به ملا هاشم و بعد دوباره به آقاي بروجردي پيامايشان را رساندم آقاي بروجردي به من گفت نمي دانستم ايشان وسواس دارند بگوييد هر کسي
طلبه است به او بدهيد.

در هر صورت مرحوم عالم نجف آبادي مورد اعتماد مردم و اهل بازار بود و در نماز جماعت او زياد شرکت مي کردند و ما چهار سال پشت سر او نماز خوانديم.
در اين اواخر فراموشي پيدا کرده بود حتي مرا هم نمي شناخت پسرش مي گفت مرا هم نمي شناسد ولي اوقات نماز را تشخيص مي دهد».
حجت الاسلام والمسلمين شيخ مصطفايي نجف آبادي در باره ي استاد خود شيخ محمد حسن عالم مي فرمايد:
«او از اوتاد بود واگر کسي يک ساعت در محضر او بود عوض مي شد هنگامي که مي خواست پول به طلبه ها بدهد با من مشورت مي کرد
و بعد استخاره مي کرد ايشان با من عقد اُخوت (برادري) بسته بود که هر کدام به بهشت رفتيم ديگري را هم ببريم و هر کدام زنده مانديم
براي ديگري طلب مغفرت نماييم.»

شیخ محمد حسن عالم نجف آبادی

داستان شفا يافتن:
آيت الله شيخ محمد حسن نجف آبادي با تربت سيد الشهداءعالم زاهد مرحوم حاج شيخ محمد حسن عالم نجف آبادي قدس سره (دايي اينجاب) نقل فرمودند:
«من در زمان مرجعيت مرحوم آيت الله آخوند خراساني قدس سره، در نجف اشرف مشغول تحصيل بودم مريض شدم و اين بيماري مدتي طول کشيد
و پرستاري مرا بعضي از طلاب در همان حجره ي مدرسه به عهده داشتند. پس از چندي بيماري من به قدري شديد شد که اطباء از شفا يافتنم مايوس شدند

و ديگر براي معالجه ام نيامدند و من در حال شدت تب گاهي بيهوش مي شدم و گاهي به هوش مي آمدم. يکي از رفقا که مرا پرستاري مي کرد شنيده بود
که عالم زاهد آيت الله حاج آقا علي محمد نجف آبادي قدس سره مقداري از تربيت اصل حضرت سيد الشهدا«ع» را دارد. او به منزل معظم له رفته و از وي
خواسته بود که قدري از آن تربت را بدهد که به من بخورانند تا شفاء يابم. ايشان فرموده بود به قدر يک عدس تربت دارم و آن را گذاشته ام تا بعد از مرگم در کفنم بگذارند.

آن آقا ناراحت شد و گفته بود: حالا که ما از همه جا مأيوس شده و به شما پناه آورده ايم شما هم از دادن تربيت خود داري مي کنيد اين بيمار در حال احتضار است و مي ميرد. مرحوم آيت الله آقاي حاج علي محمد دلش به حال بيمار سوخته و قدري از آن تربيت را که از جان خودش عزيز تر مي داشت به آن شخص داده بود
تربت را با آداب مخصوصي که وارد شده در آب حل کرده و به حلق من ريخته بودند من که در حال بيهوشي به سر مي بردم ناگهان چشمان خود را باز کرده ديدم

رفقا اطراف بسترم نشسته اند. خوب دقيق شدم و آنان را شناختم. قصه ي تربت را که به حلق من ريخته بودند برايم شرح دادند. من کم کم در خود
احساس نيرو و نشاط کردم و حرکتي به خود داده نشستم. ديدم نشاط بيشتري دارم برخاستم و ايستادم و چون يقين کردم که به برکت تربت مقدس
امام حسين «ع» شفا يافته ام حال خوشي پيدا کردم و به رفقا گفتم بدون مجامله از شما خواهش کنم از حجره بيرون برويد چون مي خواهم زيارت عاشورا بخوانم
رفقا از حجره بيرون رفتند من درب حجره را بستم و بدون احساس ضعف با آن حال خوشي که قابل وصف کردن نيست مشغول خواندن زيارت حضرت سيد الشهداء شدم».

شیخ محمد حسن عالم نجف آبادی عالم متوفی ۱۳۸۴ قمری عالم متقی و فقیه مجتهد از مدرسین مشهور حوزه علمیه اصفهان و معلم اخلاق چنانکه نقل است در منابرش درس اخلاق می‌گفت و سخنانش در دل اثر می‌کرد و انسان را جلب می نمود .

گویند: روزی در مدرسه جده بزرگ واقع در بازار اصفهان جلسه‌ای برقرار بود و حاج آقا رحیم ارباب و حاج میرزا علی آقا شیرازی در آن حاضر بودند.

حاج شیخ محمد حسن عالم به منبر رفت و حاضران را به تقوا و صیانت نفس دعوت نمود و از قیامت حساب بندگان و اوضاع برزخ و معاد سخن گفت در این میان حاج میرزا علی آقا به همراه حاج آقا رحیم ارباب منقلب شده و اشک می ریختند حالت این دو عالم تمامی طلا ب مجلس را تحت تاثیر قرار داد به هنگام درس نیز مرحوم عالم از لطافت روحی فراوان برخوردار بود چنانچه در هنگام درس گاه منقلب می‌شد و گریه می‌کرد این حالت آثار تربیتی فراوانی بر شاگردان داشت ایشان همچنین با ایجاد تحریف و بدعت درروضه های عاشورا به شدت مخالف بود.

مهمترین کتاب ایشان فضیلت السیاده در فضیلت و برتری سادات می باشد ایشان می‌فرمود :من این کتاب را نوشتم تا در آن دنیا به حضرت فاطمه عرض کنم :من این مقدار توان داشتم به خاندان و ذریه شما خدمت کنم.

انتهای پیام/۱۳۹
نویسنده: خانم فرشته وکیلی

کد خبر : 33048 ساعت خبر : ۱۰:۲۹ ب٫ظ

لینک کوتاه مطلب : https://najafabadnegar.ir/?p=33048

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.