روز جهانی نه به چهارشنبه سوری انفجاری در نجف آباد

0

روز جهانی نه به چهارشنبه سوری انفجاری در نجف آباد

ساعتی بود بچه ها از توی خانه هایشان بیرون ریخته بودند، مثل زنبورهای سرباز سرگردان، تمام محله را روی سرشان گذاشته بودند.
هر کدام پشته ای چوب روی هم گذاشته بودند و چیزهای مخفی لابه لای کاغذ روزنامه به دست شان خودنمایی میکرد.
مامان زاغی از صبح به همه ی همسایه های قدیمی و جدید آماده باش داده بود.
کوچک ترها را به لانه های امن تر فرستاده بودند و به بزرگ ترها تذکر داده بودند.
آتش که به پا می شد وقت خودنمایی پسر بچه ها بود، هر کدام ترقه ای، نارنجک دستی، گووکی و بزرگ ترها آبشاری و فشفشه ای ها را برخ هم میکشیدند.
با تاریک شدن هوا آتش بود که به پا می شد و صدای انفجار تا نیمه ی شب محله را پر میکرد.
مشکی اولین بار بود که این صحنه ها را میدید به حرف های مامان گوش نداد و گفت: من بزرگ شدم، نمیترسم.
اما هربار با صدای هر انفجاری از جا می پرید و پرپر میزد.

روز جهانی نه به چهارشنبه سوری انفجاری در نجف آباد

عمه سرمه که سن وسالی ازش گذشته بود و سال ها این شب را دیده بود، از مامان زاغی تشکر کرد و به همه ی کلاغ ها گفت: سال های قبل
کسی به فکر بچه ها نبود خیلی هاشون از ترس و صدای بلند تشنج می کردند و تا مدت ها با کوچک ترین صدایی وحشت میکردند.
مشکی این حرف را که شنید به من اشاره کرد تا با هم بریم رفتیم جایی دورتر. جایی نزدیک بقیه ی بچه ها، تا سر و صدا بخوابه.

انتهای پیام/۱۳۹

کد خبر : 38165 ساعت خبر : ۱۲:۰۰ ب٫ظ

لینک کوتاه مطلب : https://najafabadnegar.ir/?p=38165

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.