روز جهانی نه به کاشت سبزه در نجف آباد

0

روز جهانی نه به کاشت سبزه در نجف آباد

مامان زاغی همینطور که از بالای باغ های دوروبر لانه پرواز میکرد به درختان گردو ی قد ونیم قد با تحسین نگاه میکرد
و هربار من یا مشکی متعجب از چشمان گشاد شده ی مامان و نوک باز شده اش به خنده می افتادیم و دوباره و دوباره.
تا اینکه مامان دهان باز کرد و علت خنده اش را اینگونه گفت.
ما کلاغا عادتمونه هروقت توی باغ به فصل گردو، میوه ای پیدا میکنیم توی زمین فرو می کنیم برای روز مبادا،کم کم جای چاله را گم میکنیم
و گردو سال بعد میشه یه درختچه ی، کوچولو.

روز جهانی نه به کاشت سبزه در نجف آباد

این درخت های قدونیم قد هم که دیدید باغچه ی گردوهای منه. مشکی نگاهی به مامان کرد و گفت: خب بهتر نیست همون موقع گردو را بخورید
تا گمش نکنید، مامان نگاهش کرد و گفت: زاغی تو چی میگی؟ پس آینده چی میشه؟
من مکثی کردم و گفتم: عوضش بجای یه گردو اون وقت، حالا درختش را داریم که پراز گردو میشه.
مشکی نگاهی به سبزه هایی که چند روزی بود گوشه ی جوی آب افتاده بود کرد و گفت: پس چرا آدما که مغزشون از ما بزرگتره و هوششون بیشتره،
به این فکر نمی افتند.
مامان زاغی پرهاشو تکان داد و گفت: آدما هم مثل بقیه هستند بعضی هاشون خیلی فکر میکنند تا کارهای درست را انجام بدند بعضی دیگه فکر نمیکنند
به قول خودشون احساسی عمل میکنند، اینا همونایی هستن که درختا رو هم راحت قطع میکنن و به طبیعت آسیب می رسونن.

انتهای پیام/۱۳۹

کد خبر : 38313 ساعت خبر : ۸:۰۰ ب٫ظ

لینک کوتاه مطلب : https://najafabadnegar.ir/?p=38313

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.