روز جهانی نه به حیوان کشی در نجف آباد

0

روز جهانی نه به حیوان کشی در نجف آباد

روزها بود خودش را توی اتاقی تاریک زندانی کرده بود و از کوچکترین صدایی یا سایه ای روی شیشه ی پنجره به خود میلرزید.
از همان روز آشوب این گونه در خودش فرو رفته بود، روزی که روده های گوسفند خرد شده و پخته را آغشته به سم ساخته بود و گوشه و کنار باغ را
مین گذاری کرده بود.

روز جهانی نه به حیوان کشی در نجف آباد

زاغی سرخوش از شاخه ای بلند شیرجه رفته بود و نصف آن را به دندان گرفته بود.
مشکی اما زیاد خوش بین نبود و با پاهایش طیفه میکرد.
مامان کلاغه با همان چشم های تیز بین همیشگی نگاهی به دست و دل بازی های باغ بان انداخته و با تردید غذا را بو کشیده بود.
صدای غارغارش، زاغی را که گوشه ای روی شاخه درخت سپیدار به لفت و لیس مشغول بود را ترساند.
دل زاغی در هم پیچید، درد مثل ریسمانی از حلقش شروع شد و تا زیر بال هایش رسید. چشم هایش سیاهی رفت و از روی شاخه پایین افتاد.
کلاغ ها به فرماندهی مامان زاغی دور و برش جمع شدند، باغبان با چهره ای در هم کشیده و چشم هایی که از آنها خون میچکید؛
بیل به دست به سمت جایی که گردهمایی کلاغ ها شکل گرفته بود حمله ور شد.
کلاغ ها از هم باز شدند و در کسری از ثانیه روی سر و بدن باغبان ریختند، انگار کفنی سیاه دورش پیچیده اند.
هر کدام بدن مرد را مثل چوبی خشک نوک میزدند،خونی گرم و تازه از جا سوراخ های نوک کلاغ ها بیرون میزد. صدای ضجه ی باغبان میان صدای غارغار کلاغ ها گم شد.
تنها صدای تفنگ شکاری صاحب باغ بود که این جمع متوحش را از هم پاره کرد.
توی این بل بشو باغبان شنید که همسایه های دور و بر از چشم هایی میگفتند که کلاغ ها از کاسه درآورده بودند.

انتهای پیام/۱۳۹

کد خبر : 38320 ساعت خبر : ۱۲:۰۰ ب٫ظ

لینک کوتاه مطلب : https://najafabadnegar.ir/?p=38320

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.