وام گرفتن یا نگرفتن

0

وام گرفتن یا نگرفتن

خانم سین شش تا دخترش را شوهر داده بود، یکسال از شیرینی خوران دختر هفتمی میگذشت. و هنوز نتوانسته بود جهازش را آماده کند،
خانواده پسرگفته بودند خانه پسرمان آماده است، دست بجنبانید، پسرکمی سرد شده بود مثلا اوایل شوقی برای تشکیل زندگی نداشت
و خاله خان باجی ها میگفتند دختر و پسری که زیادی عقد بمونند از هم سرد میشند، خانم سین ازحرف مردم به ستوه آمده بود شوهرش سال ها پیش
تصادف کرده و به رحمت خدا رفته بود. بازنشستگی مختصری برایش گذاشته بود. فکر کرد وام بگیرد و جهاز دخترش را آماده کند.
باشوق به بانک رفت، همه باجه ها ارباب رجوع داشتند هرکدام خودکاری در دستشان بود باپوشه ای پر از برگه. اتاق رییس که خلوت شد.

وام گرفتن یا نگرفتن

تقاضای وامش را گذاشت روی میز، رییس بانک عینکش راتنظیم کرد و خواند. خودکارش را برداشت همینطور که روی برگه مینوشت، به خانم سین گفت:
سه تاضامن با این مدارک بیارید. خانم سین التماس گونه گفت: ضامن ندارم رییس بانک سرش را تکان داد و گفت: متاسفم بدون ضامن نمیتونید وام بگیرید.
گوشه ای ایستاد. مردم را میدید که سرشان را پایین گرفته بودند و از دریچه ای با مرد بانکی حرف میزدند. یکیشان التماس میکرد. دو تا ضامن بیشتر ندارم
قول میدم قست ها عقب نیفته. مرد بانکی گفت: من اینجا کارمندم برید پیش رییس بانک. زن یاد پدرپیرش افتاد. پیرمردی که دلش نمی آمد پول هایش را خرج کند. ودر بالشش پنهان میکرد. باخودش گفت: التماسش میکنم شاید دلش به رحم بیاید. دوباره پشیمان شد. پول گرفتن از پدرش از ضامن و مدارکی که رییس بانک میخواست سخت تربود.

انتهای پیام/۱۳۹

کد خبر : 38377 ساعت خبر : ۱۲:۰۰ ب٫ظ

لینک کوتاه مطلب : https://najafabadnegar.ir/?p=38377

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.