بچه کلاغ ها جایی توی خیابان امام به ردیف آماده ی هدف گیری بودند

مامان زاغی با عصبانیت به آنها پرخاش کرد وگفت: آدما چی درباره مون میگن.

0

بچه کلاغ ها جایی توی خیابان امام به ردیف آماده ی هدف گیری بودند

به گزارش نجف آباد نگار بجه کلاغ ها جایی توی خیابان امام به ردیف آماده ی هدف گیری بودند،هر کدام تلاش می کردند تا منقارشان را در سوراخ چشم یکی از عکس هایی فرو ببرند.

بچه کلاغ ها جایی توی خیابان امام به ردیف آماده ی هدف گیری بودند

که در بنر بچشم میخورد.
بنرهایی که این روزها زینت همه ی در ودیوارها و درختان توی خیابان بود.
مامان زاغی با عصبانیت به آنها پرخاش کرد وگفت: آدما چی درباره مون میگن، می دونید قیمت هر کدوم از اینا چقدره؟
می دونید بابت این عکس هایی که به درخت آویزونه وشما پر از چلغوزش کردید چقدر پول داده شده؟چند تا درخت قطع شده وتوی کارخونه تبدیل به کاغذ شده؟
یکی از بچه ها گفت: خاله چه فایده ای داره؟ یکی دیگه گفت: من یه پسر بچه از خود ادما دیدم که با ترکه ای چوب روی عکس های دیوار میکشید
وسوراخ سوراخشان میکرد. زاغچه گفت: خاله اگر ما هدف گیری نکنیم خود آدما میان از در ودیوار تکه تکه می کنندشون.
مشکی نگاهی به مامان کرد وگفت؛یادتون رفته با منقار زاغی چه کار کرد؟
مامان بفکر فرو رفت،چیزی نگفت و پرواز کرد ورفت.

انتهای پیام/۱۳۹

کد خبر : 38892 ساعت خبر : ۱۱:۵۱ ب٫ظ

لینک کوتاه مطلب : https://najafabadnegar.ir/?p=38892

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.