یادی از اولین شهید سر جدای نجف آباد شهید مجید ابوترابی

0

شهید آقا مجید ابوترابی
تنها فرزند پسر جراح متخصص پزشک شهیر و خدوم نجف آباد. دکتر محمدعلی ابوترابی.
شهادت:مرحله پنجم عملیات رمضان(پاسگاه زید. ٧،۵،١٣۶١)
نامش آقا مجید بود. ولی سعید شد و سعادتمند.
براستی که شهید سعید است و خانواده اش سعادتمند.
آقا مجید با وجود کمی سن از قبل از انقلاب اسلامی به جهت وجود پدری انقلابی. متدین و جراحی متخصص
وارد معرکه مبارزات شد.
همنشینی با چنین پدری او را فردی دانا و فهیم و فکور و دارای تحلیل کرده بود.
با سن کم پخش اعلامیه های امام را انجام می داد.
به تشکیل جلسات قرآن و محفلهای دوستانه و انقلابی اقدام نموده بود.
با حمله ساواک به منزل زنده یاد مرحوم دکتر ابوترابی با ان رشادتی که از خودش نشان داد و موجب نجات جان مادرش و مجروحان انقلاب شد. برگ مردانگی و جوانمردی شهید آقا مجید رو شد. و پا به مبارزات مردانگی و رزمنده گی شد.
با پیروزی انقلاب اسلامی با اولین گروههای جهادی، (جهاد سازندگی) برای کمک به محرومین راهی خدمت به مستضعفین شد.

(قسمت دوم)
با راهنمایی پدر به مطالعات مذهبی و دینی اهتمام کرد.
این مسائل از او مردی می‌ساخت. که برای شهادت و پرواز آماده می‌شد.
با شروع جنگ تحمیلی با وجود سن کم و تلاش زیاد وارد جبهه شد.
در دبیرستان شهید منتظری در رشته ریاضی تحصیل می کرد. و جبهه هم میرفت.
بعداز چند مرحله اعزام به جبهه آخرین بار در عملیات رمضان(پاسگاه زید) برای مقابله با تک د‌شمن به عنوان نیروی داوطلب (کمک آرپی جی) وارد معرکه شد که سرش مورد اصابت آرپی جی دشمن قرار گرفت و در تاریخ ٧،۵،۶١ به شهادت رسید.
همان موقع پدرش، جراح و پزشک متخصص در بیمارستان منطقه عملیاتی بود. که به او خبر شهادت تنها پسر را دادند.
او مشغول جراحی بود که بعد از اتمام کارش بر بالین پیکر مطهر و بی سر تنها پسرش حاضر شد. و با بوسیدن رگهای بریده گردن و بجا آوردن ٢ رکعت نماز شکر (عشق) و اعلام بندگی به درگاه خدا به محل بیمارستان و ادامه جراحی رزمندگان برگشت. او تنها جراحی است که رگهای بریده تنها فرزند پسرش را می بوسد.

شهید مجید ابوترابی
شهید مجید ابوترابی

(قسمت سوم)
پیش بینی شهید آقا مجید. (معجزه)
قبل از عملیات رمضان و اعزام به جبهه آقامجید به همراه چند تن از دوستانش از جمله پسر عمش شهید رسول محمدی و دوستش شهید حیدر ابراهیم و….. به گلستان شهدا برای قرائت دعای کمیل می روند. که بعد از اتمام دعا دوستان میگویند برویم در چند قبر و لحظاتی بخوابیم و ببینیم چگونه‌ است.که انجام می دهند. (۴قبر کنار هم)
بعداز دقایقی وقتی بیرون می آیند، هر کدام توصیفی دارد. وشهید آقا مجید میگوید قبر من کوچک است، و سرم در آن جای نمی گیرد.
یا سرم باید برود و یا قبر بزرگتر شود.
بعد از مرحله اول عملیات رمضان رسول و حیدر به شهادت میرسند.
و در همان قبرها جایی میگیرند و در کمال ناباوری قبر آقا مجید خالی میماند.
ودر مرحله ۵ عملیات آقا مجید شهید میشود. وسرش جدا میگردد، و در همان قبر که حالا اندازه اوست جای گرفته و به خاک سپرده میشود.
ای خوشا با فرق خونین در لقای یار رفتن.
سر جدا، پیکر جدا، در محفل دلدار رفتن.
سلامو صلوات خداوند بر روح بلند و ملکوتی شهید سر جدا آقا مجید ابوترابی
اولین شهید سر جدای نجف آباد و ٢۵٠٠شهید گلگون کفن نجف آباد.
‌(رزمنده دیروز، بسیجی امروز)

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.