مرور برچسب

سگ

جمع آوری سگ های ولگرد

جمع آوری سگ های ولگرد چند ساعتی بود که زاغی سر در پر خود فرو برده بود و با کسی حرفی نمیزد. مادرش با صدای بلند غارغار کنان گفت: چرا اونجا روی درخت چنار توی خودت فرو رفته ای، زاغی بال و پرش را تکان داد و گفت: دلم برا دوستام تنگ شده، چرا…